سه‌شنبه ۳ مارس ۲۰۰۹










(سفر نامه ی ِ جنوب-بخش ِ سوم)




درود




ساعت: 1:50 pm







آخرين بار که نوشتم ،دو روز پيش در لابی ِ هتل کيوان بود.آن روز هتل پيدا نکرديم که اتاق ِ خالی داشته باشد.به يک مهمان سرا رفتيم.البته شانس آورديم که تميز و مرتب بود.يک اتاق ِ سه تخته داشت که شبی 9000 تومان کرايه می داد.عصر ِ ان روز دوباره رفتيم اروند کنار.ماهی ِ کبابی خورديم.فلافل هم خورديم و کلی هم حال کرديم.صبح ِ روز ِ بعد رفتيم خرمشهر.خرمشهری هايی که من ديدم اعرابیّ بسيار مذهبی و بسيار نامرد بودند!يک عرب ّ مسافر کش ، کرايه ای 200 تومانی را از من 800 تومان گرفت.و بعد هم کلی دور تر از راه اهن من را با آن همه وسايل پياده کرد.




با قطار به شوش رفتيم.من خسته بودم و چون اساس ِ سرماخوردگی می کردم،شربت ِ ديفن هيدرامين کامپاند خوردم که خيلی خواب اور بود.حميد شب ِ قبل کولر گازی را روشن گذاشته بود!




خلاصه يک استراحت ِ مفصل در قطار کردم .نهار هم جوجه کباب خورديم در قطار.از خرمشهر تا شوش در حدود ِ 6 ساعت راه بود و کرايه هر نفر هم 900 تومان بود.ايستگاه ِ راه آهن ِ شوش بيش تر به يک خرابه شباهت داشت تا به يک ايستگاه ِ قطار!در حدود ِ يک کيلومتر پياده رفتيم تا به تاکسی رسيديم.با تاکسی به شهر ِ شوش رفتيم و هتل گرفتيم.هتل ِ نصر.کرايه ی ِ يک اتاق ِ دو تخته با سرويس برای ِ هر شب،25000 تومان بود.هتل ِ تميزی بود.اما در دست ِ تعمير بود.




عصر در شوش به گردش پرداختيم!به محوطه ی کاخ ِ آپادانا و قلعه ی ِ فرانسوی ها(موزه ی آجر) و موزه ی شوش رفتيم.سری هم به مقبره ی دانيال زديم.




الان در رستوران هستيم.نهار را آوردند.بقيه را بعد ادامه می دهم.







محمد فلاح نيا




ساعت: 2:02pm




8/1/85




(عکس ها:1-ايستگاه ِ قطار ِ خرمشهر.2-من که تب داشتم در قطار!3-کاخ ِ آپادانا شوش)










0 نظرات: