(سفر نامه ی ِ جنوب –بخش ِ چهارم)
درود
ساعت: 2:20 pm
در شوش بعد از گردش در شهر به هتل رفتيم و آدرس ِ يک غذل فروشی ِ مناسب را برای ِ شام گرفتيم.يک کلوچه ی مخصوص در شوش می پزند که گرد است و قطری در حدود ِ 10 سانتی متر با ضخامتی نازک دارد. وسط کلوچه خرماست و روی آن هم کنجد می ريزند.کلوچه را مثل نان ِ سنتی به بدنه ی تنور می چسبانند تا پخته شود.به مقدار ِ خيلی کم،زيره هم در بين خرما ها هست.در کل برای ی امتحان کردن، بد نيست.
از اطراف ِ آثار ِ تاريخی ِ شهر تعدادی کارت پستال خريديم.عصر باد می آمد و در شهر گرد و خاک بلند شد.شب هم باران گرفت.اطراف ِ هتل به يک فست فود به نام ِ پيتزا تاپ رفتيم که غذای ی خيلی معمولی داشت.شب به هتل برگشتيم ،حمام کرديم و خواب ِ خوبی داشتيم.
صبح بعد از خوردن ِ صبحانه در هتل، در خيابان های ِ اطراف کمی قديم زديم و قيمت ِ بليط ِ اهواز را پرسيديم.در شوش هم اکثرا عرب بودند و با هم عربی صحبت می کردند.اما مهمان نواز تر از خرمشهری ها و اهوازی ها بودند!
با ماشين ِ سواری تا اهواز يک ساعت راه بود و کرايه ی ِ هر نفر هم 2000 تومان بود.با سواری به اهواز رفتيم.هوا ابری بود و جاده سبز و زيبا.در اهواز طبق ِ معمول هميشه،در بدو ِ ورود با راننده تاکسی های ِ نامرد دعوا داشتم و اعصابم را خرد کردند.واقعا که ملت ِ غريبی هستند اين قوم!!!
رفتيم کيان پارس از خود پرداز، پول گرفتيم و الان هم در رستوران ِ "ريور سايد" هستيم.نهار را اين جا خورديم.بالاخره در اين سفر ِ جنوب، قليه ماهی خوردم!بد نبود.
اهواز که آمدم به ياد ِ خاطراتم در اين شهر،دلم گرفت.الان هم می رويم پل فلزی تا گشتی بزنيم و شايد هم برويم خيابان ِ نادری و بازار ...
الان که مغازه ها تعطيل هستند.تا عصر بايد يک جوری خودمان را سر گرم کنيم تا بعد برويم برای ِ شيراز بليط بگيريم.
محمد فلاح نيا
ساعت : 2:28pm
7/1/85
(عکس ها:1-شوش هتل نصر.2-اهواز و قليه ماهی و سفر نامه نويسی.3-اهواز پل فلزی)

0 نظرات:
ارسال يک نظر